۲ مطلب با موضوع «ترانه» ثبت شده است

حلقه

تو فکرتم مثل شرابه

هی مست میشم با خیالت

یک عمر سعیم اینه باشم

من انتخاب ایده آلت

 

یک شهر از چشم من افتاد

وقتی نگاه تو یه من خورد

قلبم مثه یه طفل معصوم

پیش چشای تو کم آورد

 

از زندگی چیزی جز این که

باشم کنار تو نمیخوام

دیروز من بی تو هدر شد

من تو چشات دنبال فردام

 

سخته برات میدونم اما

یک بار بشکن این غرورو

دریای آغوشت رو وا کن

غرقش کن این مرد صبورو

 

یک تکه مس کنج اتاقم

لمسم بکن تا کیمیا شم

شاید بتونم مثل حلقه

یک عمر همدست تو باشم

 

 

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Mohammad Pourghasemi

مرگ خونه

شب پر از گریه شد دم رفتن

از نگاهش ستاره می بارید

ماه دور زمین نمی چرخید

رفت تو خلوت خودش خوابید

 

حوض یخ زد،هوا رو مه برداشت

ماهیم گرم خودکشی شده بود

باغچه مرده بود ،انگاری

یکی با اره شارگش رو برید

 

رفتی و باد ردتو گم کرد

سقف خونه خراب شد سرمون

پنجره کل شیشه هاشو شکست

خون خونه تو صورتم پاشید

 

پرده ها از طناب ول شدنو

باد تو جلدشون فرو رفت و

هر طرف رو نگاه کردم هیچ

ریخت هری دلم،یهو لرزید

 

 

رفتی و کل خونه آوار

بعد تو غصه خونه رو برداشت

من شنیدم که مرگ توی حیاط

می زد و می برید و می خندید

 

 

 

پ.ن:

این ترانه حاصل روز های سرد و سخت زمستان است mail

 

۱ نظر
Mohammad Pourghasemi