شب پر از گریه شد دم رفتن

از نگاهش ستاره می بارید

ماه دور زمین نمی چرخید

رفت تو خلوت خودش خوابید

 

حوض یخ زد،هوا رو مه برداشت

ماهیم گرم خودکشی شده بود

باغچه مرده بود ،انگاری

یکی با اره شارگش رو برید

 

رفتی و باد ردتو گم کرد

سقف خونه خراب شد سرمون

پنجره کل شیشه هاشو شکست

خون خونه تو صورتم پاشید

 

پرده ها از طناب ول شدنو

باد تو جلدشون فرو رفت و

هر طرف رو نگاه کردم هیچ

ریخت هری دلم،یهو لرزید

 

 

رفتی و کل خونه آوار

بعد تو غصه خونه رو برداشت

من شنیدم که مرگ توی حیاط

می زد و می برید و می خندید

 

 

 

پ.ن:

این ترانه حاصل روز های سرد و سخت زمستان است mail